X
تبلیغات
امان ازاین تنهایی
theme designer :

x-themes.blogfa.com



این وب برای همیشه تعطیل میشه بایییییییییییییی دوستان موفق باشید


†ɢα'§ : سلام
شنبه 1391/05/14 11:38 |- مهدی الوندی -|


چی بگم نمی دونم چی بنویسم چه شعری  بنویسم      یه ستاره تواسمون  هم ندارم

خدایاچه سخته تنهایی چه سخته تنهایی بی کسی آه     زمونه پیرم کردی دلموشکستی

خستم دلم می خوادازاینجابرم ازاین روزگاربدم         میادازاین روزگارهی چی ندیدم

دلم تنگه دلم غریبه خستم دلم می خواد بی نامو       نشون ازاین دنیا برم تواین دنیای که

یه غریبه تنهاای کاش پر داشتم پرواز           می کردم همه جای دنیارومی دیدم

شعرازخودم

 

پنجشنبه 1391/05/12 9:44 |- مهدی الوندی -|


اخه چی جوری دلت اومد تنهام بزاری و بری اخه مگه حرفی زدم زخم زبونی من زدم اره همش بهونه بود مساله یار دیگه بود دلت هوایی شده بود کارم از کار گذشته بود برو با یارت عزیزم رها کن این تن منو ولی یه چیزی رو یادت باشه یارتو تنها نزاری که مثل من اسیر بشه اواره از خونه بشه    دوست  دارم تا همیشه


3

دوشنبه 1391/05/09 15:2 |- مهدی الوندی -|


چه قدرعاشقش بودم باورم نمیشه ازکنارم رفت برای همیشه ای کاش هیچ وقت نمیدمش اشکم و دراورد و رفت وقتی به حرفهاش فکرمیکنم بهم گفت دوست دارم هیچ وقت تنهات نمیزارم حالانیست کنارم باورم نمیشه دستاش تودستهای من نیست باورم نمیشه تنهام گذاشت رفت برای همیشه رفت شعرازخودم

شنبه 1391/05/07 8:31 |- مهدی الوندی -|



کسی هست شانه هایش را، به من قرض بدهد

تا یک دل سیر گریه کنم؟
بدون هیچ حرف و سوال و جواب و دلداری و نصیحتی؟؟؟

چهارشنبه 1391/05/04 15:45 |- مهدی الوندی -|


نظرتون در مورد دوستی های اینترنتی چیه؟
به نظرِ شما کدومِ خواهر برادریای این دنیای مجازی میتونه راست باشه
و چطور میتونیم دروغ بودنشون و باور کنیم

سه شنبه 1391/04/27 13:56 |- مهدی الوندی -|


دلم گرفته بی توتاکی ازاین جدایی برات بخونم تاکی شعرای غمگین بخونم بی توکی میای برات درددل کنم سرموبذارم روی شونت توهم نازموکنی خیلی خسته م تنهام نذارمی ترسم یه روزتوازدست بدم می ترسم یه روزبرس ازهم جوداشیم شعرازخودم

جمعه 1391/04/23 11:32 |- مهدی الوندی -|



چقدر خوبه تو برگشتی
چقدر خوشحالم اینروزا
بوی عطرت كه میپیچه
میگه میبینمت حالا
طلوع ارزو هستی
با رنگائیكه میپوشی
واسه یاداور غصه
تو معجون فراموشی
دچار حس وحشت بود
نبودی وقتی تو پیشم
تو برمیگردیو باتو
من از وحشت جدا میشم
مث حال دلم خوش نیست
حال هیچكی تو این دنیا
كنارت شادی میرقصه
میشی تعبیر یك رؤیا
چقد خوبه تو برگشتی
دلم میلرزه از شادی
چه احساس قشنگی تو
به قلب عاشقم دادی .

جمعه 1391/04/23 9:27 |- مهدی الوندی -|



 

خسته بود اهـل زمين نبود نـمازش شـكســته بود

بر سنگ قبر من بنويسيد

شيشه بود تنها از اين نظر كه سراپا، شكسته بود

بر سنگ قبر من بنويسيد 

پاك بود چشمان او كه دائما از اشك، شســته بود

بر سنگ قبر من بنويسيد

اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه، دسـته بود

بر سنگ قبر من بنويسـيد

كل عمر پشت دري كه باز نمي شد، نشسته بود

جمعه 1391/04/16 17:50 |- مهدی الوندی -|



 

هیچ کس تنهایی ام را حس نکرد

لحظه ی ویرانیم را حس نکرد


در تمام لحظه هایم هیچ کس وسعت صدایم را حس نکرد


آن که سامان غزلهایم از اوست 


بی سرو سامانیم را حس نکرد


هیچ کس حس نکرد درد دل من چیست


عاشقانه زیستن,عاشقانه دل کندنم حس نکرد


ما دوست داریم دوستان باوفا را


هیچ کس معنی حرفهایم را حس نکرد 

0vdaz91iam0ggtkz2irg


پنجشنبه 1391/04/15 14:18 |- مهدی الوندی -|


زمین دلتنگ و مهدى بیقرار است‏
فلك شیدا، پریشان روزگار است‏
دلا، آدینه شد، دلبر نیامد
غروب انتظارم سرنیامد
همه دلها پر از آه و غم و درد
همه آلاله‏ها پژمرده و زرد
نفس‏ها خسته و در دل خموشند
فغانها بى‏صدا و پرخروشند
نه رنگى از عدالت، نى از صداقت‏
در و دیوار دارد نقش ظلمت‏
شده پرپر گل مهر و محبّت‏
همه دلها شده سرشا نفرت
شده شام یتیمان، ناله و اشك‏
برد هركس به كاخ دیگرى رشك‏
شده پژمرده غنچه در چمنزار
بگشت آواره گل در كوى گلزار

نشسته دیو بر دلهاى خفته‏
همه جا بذر نومیدى شكفته‏
زده زنگارها آئین و مذهب‏
دمى، رویى ز سرور نیست یا رب‏
به اشك چشم و مهر و ماه، سوگند
به آه و ناله دلهاى دربند
اگر نرگس ز هجرت زار زار است‏
شقایق تا قیامت دغدار است‏

چهارشنبه 1391/04/14 10:40 |- مهدی الوندی -|




 

می زنم کبریت بر تنهایی ام
تا بسوزد ریشۀ بی تابی ام


می روم تا هر چه غم پارو کنم
خانه ام را باز هم جارو کنم

می روم تا موی خود شانه کنم
خنده را مهمان این خانه کنم

می روم تا پرده هارا واکنم
دوست دارم؛ دوست دارم
عشق را معنا کنم

شادی ام را رنگ آبی می زنم
بوسه بر طعم گلابی می زنم

می دوم خندان به سوی آینه
باز می خندم؛ به روی آینه

می زنم یک شاخه گل بر موی خود
می نشینم باز بر زانوی خود

می نشانم روی دستم یک کتاب
تا بخوانم باز هم یک شعر ناب

آری!آری! این منم این شاد و مست
دوست دارم عاشقی را هرچه هست

یکشنبه 1391/04/11 12:57 |- مهدی الوندی -|




آخه من فکر نمیکردم بـه تـو وابسـته بشـم

توی یه دوستی ساده اینجور عاشقت بشم

 

اینهمه منو نـرنجــون نـــزار دیــوونــه بشـم

یادته بهم می گفتی دارم عاشقت می شم

 

همه حرفات دروغ بود میــدونم بـــرنمیگـردی

اونروزا سرت شلوغ بود تو منو درک نمیکردی

 

من دیوونه ی  ساده به تو عادت کـرده بودم

اما تو منو ندیــدی چـی جوری دل داده بودم

 

مگه تو خودت نگفتی کـه کنار مـــن مــی مونـــی

هی میگفتــم بی تو مـــردم با زبـــون بـی زبونــی

 

عزیزم یادت بـــمونه خیلــی بد کـــردی و رفتــــی

به تو عادت کرده بودم امـا تــو رفتـی کـــه رفتـی

 

من ساده فکر میــکردم کـــه بــه آرزوم رســـیدم

اینهمه به پات نشستم از تو هیچ چیـــزی ندیـــدم

 

باشه من میرم ولی تو به خدا تنـــها می مــونــی

نگرانتم نبــاشـــم بــه خــدا خــودت مــی دونــی

 

باشه من میرم ولی تو چشم به راه من نباشــی

قلب ساده صبـــورم بایــد از عشقــت جـدا شـی

 

آخر قصــه مـــا هـــم عاقبــــت زیـــــرو رو شـــد

کی فکر میکرد که نباشی دل مـن بی آبرو شـــد

 

باورش سخته هـنــوزم اگه تـــو نباشـــی پیشــم

کی درد منو می فهمه وای دارم دیوونـه میشــم

 

وقتیکه صدات به گوشم میرسـه آتیــش میگــیرم

وقتی تو نباشی پیشــم با کــی مــن آروم بگــیرم

 

از همــــون روزی کـــه رفتــی دارم از غصــه میـمــیرم 

از هـمه مــردم این شهــــر هـــی سراغتـــو میگیـــرم

 

از همون روزی که رفــتی قـــاب عکستــو مـــی بوسم

تو اونجـــا غریبـــی آره منـــم ایـــن گوشـــه میپــوسم

 

منتظـــر می مــــونـــم امــــا مـــیدونــــم برنمیگـــردی

کاشکی بــــودی و میدیدی با مـــــن تنـــها چه کـــردی

 

بدون عاشــــقت یه عمــــره تــــورو از یــــادش نبـــرده

یه روز برمیــــگردی امـــــا میشـــنوی فـــلانی مـــرده

جمعه 1391/04/09 11:24 |- مهدی الوندی -|



چیزی شبیه زندگی داره

دستامو تو دست تو میذاره

باز عشق این کابوس رویایی

دست از سر من بر نمی داره

مهتاب چشمات آسمون گیره

وقتی میای غم از دلم میره

محتاجتم پاشو همین حالا

فردا برای اومدن دیره

درکم کن این دیوونگی سخته

با تو خیالم از خودم تخته

شاید ندونی اما باور کن

هر کی که با تو باشه خوشبخته

جز من به هر دیوونه ای شک کن

اسم منو روی لبت حک کن

اسم منو به خاطرت بسپار

تردید و از دنیای من دک کن

دنیامو عاشق کن نگاش از تو

دلتنگی و دلشورهاش از من

درکم کن احساسم ترک خورده

خوب عاشقم شو دلمو نشکن

دوشنبه 1391/04/05 16:54 |- مهدی الوندی -|


[تصویر: 9481-1319695641.jpg]

مرا در آغوش بگیر، و هیچ نگو، فقط مرا در آغوش بگیر.

نگاهت کافی‌ست تا بدانم، می‌خواهی ترکم کنی.

مرا در آغوش بگیر، آنچنان که گوئی نخستین بار است در آغوشم میگیری، انگار امروز هم مرا مانند دیروز دوست داشته باشی، در آغوشم بگیر.

اگر ترکم کنی، فراموش خواهی کرد که روزی، زمان‌های دور، هنگامی که کودک بودیم، تو عشق به مرا آغاز کردی، و من زندگی‌ام را به تو دادم، اگه بروی

اگر بروی، هیچ چیز از برای ما نخواهد بود، همه چیز را برخواهی چید.

در یک لحظه‌، لحظه‌ای ابدی، هیچ چیز برایم باقی نخواهد ماند، اگر بروی.

مرا در آغوش بگیر، و هیچ نگو، فقط مرا در آغوش بگیر.

دوست ندارم بروی، ولی خوب می‌دانم که خواهی رفت.

مرا در آغوش بگیر، انگار نخستین بار باشد که در آغوشم میگیری، انگار امروز هم مرا مانند دیروز دوست داشته باشی، در آغوشم بگیر.

اگر بروی، من می‌مانم و سکوت تا باهم گفتگو کنیم.

من می‌مانم و سایه اندام تو و تنهایی، اینها همدم من خواهند بود، اگر بروی.

اگر بروی، زمان و بهترین سالها را باخودت خواهی برد.

من تو را هر روز بیشتر خواهم خواست، منتظر خواهم ماند تا بازگردی، اگر بروی.

یکشنبه 1391/04/04 12:3 |- مهدی الوندی -|



خداحافظ برو عشقم برو که وقت پروازه
برو که ديدن اشکات منو به گريه ميندازه

نگاه کن آخر راهم نگاه کن آخر جادست
نميشه بعد تو بوسيد نميشه بعد تو دل بست

منو تنها بذار اينجا تو اين روزاي بي لبخند
که بايد بي تو پرپرشه که بايد از نگات دل کند

حلالم کن اگه ميري اگه دوري اگه دورم
اگه با گريه ميخندم حلالم کن که مجبورم

نگو عادت کنم بي تو که ميدوني نميتونم
که ميدوني نفسهامو به ديدار تو مديونم

فداي عطر آغوشت برو که وقت پروازه
برو که بدرقه داره منو به گريه ميندازه

برو عشقم خداحافظ برو تو گريه حلالم کن
خداحافظ برو اما حلالم کن حلالم كن

جمعه 1391/04/02 9:47 |- مهدی الوندی -|


روزي که زمانه عشقمو ازم ربود
هيچ نفرتي توي دلم ازش نبود
ولي هيچ وقت نگفت چرا تنهام گذاشت
يعني بعد اين همه دلبستگي اين سزاي ماست
خدايا ميدونم که اون ديگه منو نميخواد
زود فراموشم کرد و دل به ديگري داد
تو که از اول اميد جديدي ميخواستي
کاش صدام نميزدي ، تا الان دلمو نمي شکستي
منم ازين به بعد فقط با خاطراتت خوشم
ديگه عاشق نميشم ، ميخوام تا اخر عمر تنها باشم
ديگه تواني برام نمونده دل به ديگري بدم
ديگه نميخوام داد بزنم بگم عاشقي رو بلدم
اگه تواني داشتم نميزاشتم تو بري
اغوشمو باز کردم واسه رسيدن به در به دري
ميگن سرنوشت هرچي بخواد همون ميشه
اينم تقدير منه که جدايي اخرشه
همه ميگن نبايد کم بيارم بايد زندگي کنم
ولي از سنگ که نيستم ، اخه منم ادمم
منم دوست دارم يکي دوستم داشته باشه
شب توي اغوش گرمش بخوابم تا فرداشه منم دوست دارم مثه همه با يارم باشم
چرا همه با همن ولي من بايد تنها باشم
خدايا تو که سرنوشت زندگي من و ديدي
چس بگو چرا بي وفايي رو افريدي
شايد اين تقدير منه که همه عبرت بگيرن
منو مثال زدي تا همه زندگي رو ياد بگيرن
دارم مي سوزم ، پر دردم
نميدونم تاوان کدام گناه و دارم ميدم
ديگه نمي تونم بيش از اين طاقت بيارم
حتي توي نفس کشيدن هم دارم کم ميارم
هر وقت چشامو مي بندم تو به ياد من مياي
لعنت به اين روزگار که نگذاشت تو پيش من بياي
نميدونم بدون تو چه جوري زندگي و سر کنم
چه جوري شعر جدايي و بنويسم و ازبر کنم
خدايا خيلي سخته يکي و دوست داشته باشي
ولي تنهات بزاره بره تا اخر عمر تنهاشي
خدايا يا منو بکش به زندگيم پايان بده
يا به قلب پاره پارم جون بده ، توان بده
لعنت به اين روزگار که به من غصه رو هديه داد
ديگه هيچي نمونده ازاون خنده هاي خوشحال و شاد
ديگه به کي دل ببندم به چه کسي اعتماد کنم
تا کي از اين زندگي نکبتي خودم فرار کنم
از وقتي چشم باز کردم سختي کشيدم
زندگي کزدم اما از زندگي هيچي نديدم
يه احساس ديگه اي داشتم از وقتي اون اومد تو زندگيم
گفتم دربه دريم تموم شد ، ما هم مثه همه پريديم
گفتم چه عجب خوشبختي هم در خونه ما در زد
منم مثه بقيه ادم حساب کرد و به ما سر زد
ولي افسوس اين خوشبختي برام دائمي نبود
تا به خودم اومدم ، تنهام گذاشت و رفت خيلي زود
يعني خدايا باور کنم تو هم منو فراموش کردي
چرا بهم نگاه نميکني ، چرا اينقدر باهام سردي
اخه منم مثه همم ، يه بنده از بندگانت الان بهت نياز دارم منو بگيري در پناهت
خدايا همه با دلم بازي کردن و قلبمو بردن به تاراج
تو ديگه بهم پشت نکن ، خيلي دارم بهت احتياج
نميدونم چه جوري بايد از اين بدبختي خلاص بشم
جرأت مردن هم ندارم ، بخوام خودمو بکشم
خدايا حالا که جرأت ندارم ميخوام تو منو بکشي
ميخوام گناهش پاي تو باشه ، ميخوام قاتلم تو باشي
نميخوام همه بگن ضعيف بود و از ناتواني مرد
بزار بگن خدا خودش افريد و خودشم برداشتش برد
شايد وقتي مردم لاأقل بياد سر قبرم يام کنه
اشک بريزه و بفهمه ، دوست داشتنمو باور کنه
باورش بشه ببينه اينقدر دوستش داشتم
ببينه حتي به خاطر اون از جونمم گذشتم
بياد سر قبرم هر هفته گل بياره یه ساعتي پيشم باشه تنهام نزاره
باهام حرف بزنه ، از لحظه هاي دوريش بگه
خاطراتمو ياد کنه و از زندگيش بگه
شايد همه بهم بخندن و بگن چه فايده
ولي همين يه ساعتي پيشم باشه از سرم هم زياده
درسته قسمت نشد توي اين دنيا مال من باشه
اينقدر منتظر ميمونم تا بياد شايد اون دنيا کنار من باشه
عشق من زود بيا من اينجا منتظرم
خدا نگهدارت باشه ، به اميد ديدار گلم

جمعه 1391/03/26 20:8 |- مهدی الوندی -|


سلام دوستان امروزتولدتم 20/3/62خوش امدیدبه کلبه تنهایی من

شکلک های متحرک تولدت مبارک زیبا

شکلک های متحرک تولدت مبارک زیبا

شکلک های متحرک تولدت مبارک زیبا

 شکلک های متحرک تولدت مبارک زیبا

          شکلک های متحرک تولدت مبارک زیبا

مرسی که تشریف اوردیدایشالله

شنبه 1391/03/20 0:38 |- مهدی الوندی -|




از خاك تا افلاك یك پرواز بود؛دل كندن از خاك و دل سپردن به افلاك،بهای این پرواز دادن جان بود،دادن جوانی ،دادن خون بود.

پرستوهای زیادی این كوچ عاشقانه را برگزیدند و سینه سپر كردند و دینار زندگی را به قیمت دیدار پرداختند و رفتند...

حال ما مانده ایم؛ و حسرت یك قطره اخلاص از دریای زلال و بی كران اخلاصشان.

شهدا كه پر كشیدند،اخلاص هم از میان لشكر مخلص خدا رفت.

شهدا شرمنده ایم!

شرمنده ایم كه امانتدار اخلاصی كه در مدرسه ی عشق به ما سپردید نبودیم.

شرمنده ایم كه اخلاصِ جمله ی "بسیج لشكر مخلص خداست."را گم كردیم.

شرمنده ایم كه عطر گلزارتان از مشاممان رخت بربست و ما حتی به بدرقه اش نرفتیم.

شرمنده ایم كه یادمان رفت نامتان با وضوی شناخت باید ذكر زبانمان شود نه اینكه هر روز چندین بار نامتان را بر زبان می آوریم فقط به خاطر كوچه و خیابان و

جاهایی كه به نامتان كردیم،به نامتان كردیم تا فراموشتان نكنیم،اما فقط نام كوچه و خیابان را به ذهن سپردیم، نه شما را...

شرمنده ایم كه ادای دین ما به شما و خانواده تان،شد سهمیه ی دانشگاه.

حاج همت! شرمنده ایم كه بزرگی نامت،بزرگی بزرگراهی،با بزرگترین ترافیك تهران شد،شرمنده ایم كه نمی دانستیم اهمیت بزرگی همت تو،با بزرگی

خیابانی كه به نامت می كنیم ثابت كردنی نیست، یادمان رفت یاد سردار خیبر،خزان زندگیمان را بهار می كند.

حاج احمد! شرمنده ایم كه یادمان رفت بپرسیم چه بر سر تو آمد؟!

شرمنده ایم كه فیلم "دموكراسی تو روز روشن" تو روز روشن اكران شد و كسی مظلومیت شما را فریاد نزد.

شرمنده ایم كه در فتنه ی 88،خیلی از نامردان به شما تهمت زدند،از خانواده هایتان سوء استفاده كردند و نام شهید را بر هر منافق كشته شده ای گذاشتند.

شهدای 8 سال دفاع مقدس! شرمنده ایم كه وقت نكردیم سر مزارتان فاتحه ای بخوانیم،شرمنده ایم كه بنا بر مصلحت،حرفی از شما در رسانه ها نمی زنیم.

شرمنده ایم ...

جمعه 1391/03/12 20:48 |- مهدی الوندی -|


دلم گرفت ازادمهای دورغگوکه میگن عاشقتیم یادوست دارم ولی بعدادموخراب میکن یاکاری نکردباشی محل نمیذارن اینکارچکارکردی خسته ازاین دنیاخسته ازاین نت هرکجاعضوشودم داغونم کردن باحرفهاشون اونای امان ازاین دیناروزگارامان ازادمهای که خوب بلدن نقشه بازی کن خوب بلدن سواستفاده کن باادمهای ساده دل ای خداجون دلم گرفت ازاین دنیاای کاش منم مثل اونی که رفت جاس خالی من جای اون رفت بودم چی میشودجای اون من سرطان داشتم دلم خیلی پراین روزگارازاین تاکی بایدزنده باشم تاکی ای کاش میدونستم سرنوشم چی ای کاش هیچ وقت پام بازنمیشودتونت
دلم میخوادسربه بیابون بذارم مثل یه دیونه ای کاش منم یه دیونه بودم خسته م ازاین روزگار

یکشنبه 1391/03/07 22:25 |- مهدی الوندی -|



سخت است در این شهر که در بین رفیقان
این گونه پریشان و غریبانه بمیریم

مهلت بده ای عمر نفس گیر که شاید
خونین کفن و شاد و شهیدانه بمیریم

یکشنبه 1391/03/07 9:20 |- مهدی الوندی -|


کجایی عزیزم ببینی که تنهام
کجایی ببینی چه تاریکه شبهام
چی شد تو نگاهت کس دیگه ای بود ؟
کجایی که بعد تو غم همدمم بود
نگاهم هنوزم تو حسرت نگاهت
بیا تا بریزم اشکهام رو به راهت
کجایی گل من ، تو رفتی می دونم
دلم تنگه واسه تو نا مهربونم
بدون تا ابد تو قلب منی
ولی باز چه ساده دل رو می شکنی
اونی که پرهاش رو بست و نشست
چه ساده پرید و دلم رو شکست
نبودی ببینی چی اومد سر من
کجایی ببینی شکستهٍ پَر من
پریدی چه ساده تو تنها نذارم
می دونی که نای پریدن ندارم
پر من شکسته نکن نا امیدم
بدون بعد چشمات خوشی رو ندیدم
چه شبها به یادت نشستم ؛ می دونی ؟
بسه گریه زاری ، تو نا مهربونی
بدون تا ابد تو قلب منی

جمعه 1391/03/05 10:39 |- مهدی الوندی -|


می‌تونم تو لحظه‌های بی‌كسیت، واسه تو مرحم تنهایی باشم
می‌تونم با یه بغل یاس سفید، تو شبات عطر ترانه بپاشم
می‌تونم از آسمون قصه‌ها، واسه تو صد تا ستاره بچینم
می‌تونم حتی اگه دلت نخواد، واسه تو روزی هزار بار بمیرم
می‌تونم با یه سلام گرم تو، تا ابد زندگی‌مو آبی كنم
می‌تونم رو شونه‌های مردونت، دردامو با هق‌هقم خالی كنم
می‌تونم با تو به هر جا برسم، توی خواب اسمتو فریاد بزنم می‌تونم قصه‌ی دیوونگیمو، توی كوچه‌های شهر داد بزنم
می‌تونم تا به همیشه پا به پات، توی هر قصه كنارت بمونم
می‌تونم زیر پر ستاره‌ها، واست از لیلی ومجنون بخونم
می‌تونه نگاه مهربون تو، منو تا مرز شقایق ببره
می‌تونه قشنگی برق چشات، منو از یاد حقایق ببره
می‌تونه دستای تو رو شونه‌هام، خبر از یك شب یلدا رو بده
می‌تونه بوسه‌ی تو رو گونه‌هام، واسه من نوید فردا روبده
می‌تونه صدای گرم خنده‌هات، همه قصه‌هامو رؤیایی كنه
می‌تونه گرمای مهربونیت زندگیمو مهتابی كنه
می‌تونه وجود سرد و خستمو، شوق دیدار تو مبتلا كنه
حس غریب بودنت، دردای زندگیمو دوا كنه
می‌تونی توخستگی‌های تنت، به من و شونه‌ی من تكیه كنی
می‌تونی با یه نگاه زیر چشم، دل كوچیكمو دیوونه كنی
می‌تونن رازقی‌یای باغچه‌مون، تا همیشه بوی دستاتو بدن می‌تونن حتی اگه خودت نگی،واسه من از عشق تو خبربدن
می‌تونن همه تو این شهر بزرگ، منو دیوونه‌ی عشقت بدونن
بذاراز اینجا به بعد مردم ما، منو مجنون تو شعرا
بخونن
دوست دارم

پنجشنبه 1391/03/04 9:13 |- مهدی الوندی -|


ای که به دلم صفا دادی
ای تويی که چشمانم رو باز کردی
من چی بگم ز دست تو
که منو در اين تنهايی کشتی
ای که تو تو رويام هستی
ای که تنها ترينم هستی
ای که بی تو بام سخته تصور
ای کاش مي دونستی
ای کاش می دونستی بی تو چه حالی دارم
ای کاش می فهميدی تويی نفس زندگيم
ای کاش می دونستی تويی اميد فردای من
ای که بی تو مانند پرنده ای در قفسم
ای کاش حتی در مرگ هم در کنارت بود قسمتم
ای که تو رفتی اما نرفت خاطرت ز یادم
ای که بی تو دارم مجنون می شم
ای که تو مانند غذای روزانه ام بودی برام
ای که تو مانند اکسیژن بودی واسم
چرا ... چرا مرگ کرد مارو جدا زهم
چرا ...
چرا مرگ هم کرد مارو جدا زهم

دوشنبه 1391/03/01 14:53 |- مهدی الوندی -|


من عاشق تر از پیشم
دارم عاشق ترم می شم
با تو چون شقایق ها شراره آتیشم

من عاشق ترم از تو دیوونه ترم از تو

اگه مجنون مجنونی من مجنون ترم از تو

منو در بوسه غرقم کن نمی خوام عشق پنهونی
برقصیم زیر این بارون در این دریای طوفانی
من بی تو نمی رقصم من بی تو نمی خونم
نباشی در کنار من ، من زنده نمیمونم

عاشقت منم ، عاشقم تویی ، تو تو تو با تو
با تو هم قسم ، ای همه کسم ، تو تو تو با تو
آرزوی من ، با تو بودنه ، روز مرگ من ، بی تو بودنه

من عاشق تر از پیشم، دارم عاشق ترم می شم
با تو چون شقایق ها شراره آتیشم
من عاشق ترم از تو دیوونه ترم از تو
اگه مجنون مجنونی من مجنون ترم از تو

منو در بوسه غرقم کن نمی خوام عشق پنهونی
برقصیم زیر این بارون در این دریای طوفانی
من بی تو نمی رقصم من بی تو نمی خونم
نباشی در کنار من ، من زنده نمیمونم
پنجشنبه 1391/02/28 23:7 |- مهدی الوندی -|


خودت می دونی می دونم دلیل رفتنت چی بود

اما می تونستی نری چرا میگی قسمت نبود؟

اگه قسمت نبود چرا تو موندی؟

خدا چرا ما رو به هم رسوندی؟

اگه می دونستی یه روزی میری

چرا روزا رو تا اینجا کشوندی؟

چی بودم چی شدم به خاطر تو

ولی پشت دلم رو خالی کردی

حالا اسمت میاد گریم می گیره

نمی دونی که با دلم چه کردی

اگه در حق تو خوبی نکردم

بدون که خالی بود دستای سردم

ولی من در عوض هر چی که بودم

با احساسات تو بازی نکردم

اگر چه می دونم دوسم نداری

به هر در می زنم تنهام نذاری

اگر پای کسی هم درمیونه

بذار اسمت اقلا" روم بمونه

دم آخر بذار دست روی دستم

بذار بهت بگم دردم چی بوده

فقط لطفی کن و حرفامو بشنو

شاید دیگه نگی قسمت نبوده

اگه تصمیم رفتن رو گرفتی

ببخش اگه پشیمونت نکردم

آره من واسه تو کم بودم اما

با احساسات تو بازی نکردم
دوشنبه 1391/02/25 9:54 |- مهدی الوندی -|


تو که نيستي دلم ميگيره عکساتو می بینم
تو که نيستي تو قلبم گل چشماتو می چینم
تو که نيستي تو هر کوچه و برزن توی این شهر
تو که نيستي تو می دونی که آواره ترینم
تو که نيستي تو تنهایی خونه چه غریبم
تو که نيستي عزیزم چه کنم گوشه نشینم
تو که نيستي دلم تن گه می دونم که میدونی
تو که نيستي پریشونم و سر گشته همینم ...
تقديم به عشقم كه بيشم نيست ازم دوره

سه شنبه 1391/02/19 20:8 |- مهدی الوندی -|


ماه من بیا بمونیم با هم بیا عوض کنیم قصه ها رو بگوش دنیا برسونیم قصه ها میشه بشن واقعی بمونیم تا اخر جاده همسفر عشق اخه تلخه اگه بشیم جدا من گنجشکی هستم دل شکسته منتظر روز وصال عاشق پروازم برم تا اسمونا تا کهکشانها بگم این قصه نیست حقیقته عاشق بمونیم بیا نرو پر نکش منو تو کنج قفس تو تنهایی رها نکن منتظر نگاهتم منتظر بگی دوست دارم نذار این قلب تنهام بشکنه همسفر جاده تنهایی بشه بغض راه صدامو بسته نشستم چشو انتظارت اخه میخوام ثابت کنم این قصه نیست خود عاشق شدنه خود پروازه دلم میخواد فریاد بکشم دوست دارم میخوام اسیرت باشم اگگه اشکام بخاطر تو بریزه دوست دارم چون تو میمونی تو قلبم یادت عشقت اسمت مهم اینه تو نرنجی ازم بیا بمونیم کنار هم قلب من بدون تو میمیره تپش قلبم رو حس میکنم اره این خود عاشق شدنه بیا بگیم دو عاشق دو کبوتر بهم رسیدن اخه بدون تو بال و پر شکستم با تو کاملم کبوتر لحظه های تنهایی من تموم کوچه ها من و به یادت میندازه خاطراتت همه جاست میدونم حتی اگه فرسنگها ازت دور بشم بازم عشقت تو قلبمه دلت میاد بهم بگی فراموشم کن صدای قلبمه با هر تپش میگه دوست دارم نمیدونی چه قشنگه وقتی تو بارون گریه میکنم و تو نمیبینی نمیذارم ناراحت شی بیا سقف دلمون رو از عشق و معرفت بسازیم بیا دعا کنیم همه پرنده های عاشق بهم برسن بذار اخر همه قصه ها حقیقی بشه یه دنیای پر ارامش و عشق بشه یه دنیای پر فرشته که از موندن لذت ببریم اره میدونم مسافریم اما تو این مدت میخوام مهمون دلت بشم مهمون دلی که بهم عشق رو یاد داد که چطور بخاطر کسی که دوست داری از همه چی بگذری و بخاطرش نفس بکشی حتی اگه دلت شکست دلت خوشه که تلاش کردی تا بهش برسی این دلخوشی رو ازم نگیر بذار عاشقت بمونم بذار دلتنگت بمونم بذار منتظرت بمونم تو ستاره درخشانی تو شبهای تارم تو امید دل تنهای منی اسمون دلم بی تو ابری شده بیا باش و بمون که بگم دلم با بودنت با نفس کشیدنت افتابیه بهاریه یادته گفتی وقتی گریه میکنی خوشگل میشی بیا من همیشه از شوق دیدنت گریه میکنم بیا تماشا کن اما نگو قسمت ما اینه باید بگیم خدا نگهدار بیا تقدیر و عوض کنیم میدونی که یادت تا ابد از قلبم نمیره اگه تو خوشبختی دل من فقط به این خوشه نگات کنم اهنگ صدات برق نگات از یادم نمیره حالا که قلب هامون پیش همه بیا تو تنهام نذار منتظرتم بیای بگم دوست دارم تویی ستاره روشن من تویی دنیای من منتظرم
شنبه 1391/02/16 21:2 |- مهدی الوندی -|


سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه‌های جدایی
خداحافظ ای شعر شب‌های روشن

خداحافظ ای شعر شب‌های روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه

خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی‌مانی ای مانده بی من
تو را می‌سپارم به د‌ل‌های خسته

تو را می‌سپارم به مینای مهتاب
تو را می‌سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را می‌سپارم به رویای فردا

به شب می‌سپارم تو را تا نسوزد
به دل می‌سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد

خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه‌سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه
http://dl.aloneboy.com/music/ehsan%20khaje%20amiri/Ehsan%20Khaje%20Amiri%20-%20Salame%20Akhar%20-%20AloneBoy.com.mp3
دانلود آهنگ “سلام آخر” احسان خواجه امیری
چهارشنبه 1391/02/13 9:40 |- مهدی الوندی -|


قراربود بمونی کنار غرورم
نگو قسمت اینه نگو از تو دورم

قراربود بیایی توی بیکسی هام
یه کاری کنی واسه دلواپسی هام

چقدر بغض کردم کنارم نبودی
هزاربار دلم خواست ببارم نبودی

نبودی ببینی چقدر سوت و کورم
چقدر بی قرارم چقدر بی عبورم

خودت نیستی اما غمت روبرومه
می خندم به بغضی که توی گلومه

دیگه هیچ امیدی به برگشتنت نیست
اینو من نمی گم خم جاده می گه

شقیقه ات سفیده داری پیر می شی
چقدر آیینه حرفشو ساده میگه

اهنگش گذاشتم لینک دانلودکنیدپویا بیاتی
http://dl.behmusic128.in/music/1390/Khordad/Irani/Pouya%20Bayati%20-%20Gharar%20Bood.mp3


جمعه 1391/02/08 11:19 |- مهدی الوندی -|


ϰ-†нêmê§