چی بگم نمی دونم چی بنویسم چه شعری بنویسم یه ستاره تواسمون هم ندارم
خدایاچه سخته تنهایی چه سخته تنهایی بی کسی آه زمونه پیرم کردی دلموشکستی
خستم دلم می خوادازاینجابرم ازاین روزگاربدم میادازاین روزگارهی چی ندیدم
دلم تنگه دلم غریبه خستم دلم می خواد بی نامو نشون ازاین دنیا برم تواین دنیای که
یه غریبه تنهاای کاش پر داشتم پرواز می کردم همه جای دنیارومی دیدم
شعرازخودم



نظرتون در مورد دوستی های اینترنتی چیه؟
به نظرِ شما کدومِ خواهر برادریای این دنیای مجازی میتونه راست باشه
و چطور میتونیم دروغ بودنشون و باور کنیم


چقدر
خوبه تو برگشتی
چقدر خوشحالم اینروزا
بوی عطرت كه میپیچه
میگه میبینمت حالا
طلوع ارزو هستی
با رنگائیكه میپوشی
واسه یاداور غصه
تو معجون فراموشی
دچار حس وحشت بود
نبودی وقتی تو پیشم
تو برمیگردیو باتو
من از وحشت جدا میشم
مث حال دلم خوش نیست
حال هیچكی تو این دنیا
كنارت شادی میرقصه
میشی تعبیر یك رؤیا
چقد خوبه تو برگشتی
دلم میلرزه از شادی
چه احساس قشنگی تو
به قلب عاشقم دادی .

خسته بود اهـل زمين نبود نـمازش شـكســته بود
بر سنگ قبر من بنويسيد
شيشه بود تنها از اين نظر كه سراپا، شكسته بود
بر سنگ قبر من بنويسيد
پاك بود چشمان او كه دائما از اشك، شســته بود
بر سنگ قبر من بنويسيد
اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه، دسـته بود
بر سنگ قبر من بنويسـيد
كل عمر پشت دري كه باز نمي شد، نشسته بود

هیچ کس
تنهایی ام را حس نکرد
لحظه ی ویرانیم را حس نکرد
در تمام لحظه هایم هیچ کس وسعت
صدایم را حس نکرد
آن که سامان غزلهایم از اوست
بی سرو سامانیم را حس نکرد
هیچ کس حس نکرد درد دل من چیست
عاشقانه زیستن,عاشقانه دل
کندنم حس نکرد
ما دوست داریم دوستان باوفا را
هیچ کس معنی حرفهایم را حس
نکرد


می زنم کبریت بر تنهایی ام
تا بسوزد ریشۀ بی تابی ام
می روم تا هر
چه غم پارو کنم
خانه ام را
باز هم جارو کنم
می روم تا موی
خود شانه کنم
خنده را مهمان
این خانه کنم
می روم تا
پرده هارا واکنم
دوست دارم؛
دوست دارم
عشق را معنا
کنم
شادی ام را
رنگ آبی می زنم
بوسه بر طعم
گلابی می زنم
می دوم خندان
به سوی آینه
باز می خندم؛
به روی آینه
می زنم یک
شاخه گل بر موی خود
می نشینم باز
بر زانوی خود
می نشانم روی
دستم یک کتاب
تا بخوانم باز
هم یک شعر ناب
آری!آری! این
منم این شاد و مست
دوست دارم
عاشقی را هرچه هست

آخه من فکر نمیکردم بـه تـو وابسـته بشـم
توی یه دوستی ساده اینجور عاشقت بشم
اینهمه منو نـرنجــون نـــزار دیــوونــه بشـم
یادته بهم می گفتی دارم عاشقت می شم
همه حرفات دروغ بود میــدونم بـــرنمیگـردی
اونروزا سرت شلوغ بود تو منو درک نمیکردی
من دیوونه ی ساده به تو عادت کـرده بودم
اما تو منو ندیــدی چـی جوری دل داده بودم
مگه تو خودت نگفتی کـه کنار مـــن مــی مونـــی
هی میگفتــم بی تو مـــردم با زبـــون بـی زبونــی
عزیزم یادت بـــمونه خیلــی بد کـــردی و رفتــــی
به تو عادت کرده بودم امـا تــو رفتـی کـــه رفتـی
من ساده فکر میــکردم کـــه بــه آرزوم رســـیدم
اینهمه به پات نشستم از تو هیچ چیـــزی ندیـــدم
باشه من میرم ولی تو به خدا تنـــها می مــونــی
نگرانتم نبــاشـــم بــه خــدا خــودت مــی دونــی
باشه من میرم ولی تو چشم به راه من نباشــی
قلب ساده صبـــورم بایــد از عشقــت جـدا شـی
آخر قصــه مـــا هـــم عاقبــــت زیـــــرو رو شـــد
کی فکر میکرد که نباشی دل مـن بی آبرو شـــد
باورش سخته هـنــوزم اگه تـــو نباشـــی پیشــم
کی درد منو می فهمه وای دارم دیوونـه میشــم
وقتیکه صدات به گوشم میرسـه آتیــش میگــیرم
وقتی تو نباشی پیشــم با کــی مــن آروم بگــیرم
از همــــون روزی کـــه رفتــی دارم از غصــه میـمــیرم
از هـمه مــردم این شهــــر هـــی سراغتـــو میگیـــرم
از همون روزی که رفــتی قـــاب عکستــو مـــی بوسم
تو اونجـــا غریبـــی آره منـــم ایـــن گوشـــه میپــوسم
منتظـــر می مــــونـــم امــــا مـــیدونــــم برنمیگـــردی
کاشکی بــــودی و میدیدی با مـــــن تنـــها چه کـــردی
بدون عاشــــقت یه عمــــره تــــورو از یــــادش نبـــرده
یه روز برمیــــگردی امـــــا میشـــنوی فـــلانی مـــرده

چیزی شبیه زندگی داره
دستامو تو دست تو میذاره
باز عشق این کابوس رویایی
دست از سر من بر نمی داره
مهتاب چشمات آسمون گیره
وقتی میای غم از دلم میره
محتاجتم پاشو همین حالا
فردا برای اومدن دیره
درکم کن این دیوونگی سخته
با تو خیالم از خودم تخته
شاید ندونی اما باور کن
هر کی که با تو باشه خوشبخته
جز من به هر دیوونه ای شک کن
اسم منو روی لبت حک کن
اسم منو به خاطرت بسپار
تردید و از دنیای من دک کن
دنیامو عاشق کن نگاش از تو
دلتنگی و دلشورهاش از من
درکم کن احساسم ترک خورده
خوب عاشقم شو دلمو نشکن

![[تصویر: 9481-1319695641.jpg]](http://www.img.bachehayeirooni.com/images/9481-1319695641.jpg)

خداحافظ
برو عشقم برو که وقت پروازه
برو که ديدن اشکات منو به
گريه ميندازه
نگاه کن آخر راهم نگاه کن
آخر جادست
نميشه بعد تو بوسيد نميشه
بعد تو دل بست
منو تنها بذار اينجا تو اين
روزاي بي لبخند
که بايد بي تو پرپرشه که
بايد از نگات دل کند
حلالم کن اگه ميري اگه دوري
اگه دورم
اگه با گريه ميخندم حلالم کن
که مجبورم
نگو عادت کنم بي تو که
ميدوني نميتونم
که ميدوني نفسهامو به ديدار
تو مديونم
فداي عطر آغوشت برو که وقت
پروازه
برو که بدرقه داره منو به
گريه ميندازه
برو عشقم خداحافظ برو تو
گريه حلالم کن
خداحافظ برو اما حلالم کن
حلالم كن

روزي که زمانه عشقمو ازم
ربود
هيچ
نفرتي توي دلم ازش نبود
ولي
هيچ وقت نگفت چرا تنهام گذاشت
يعني
بعد اين همه دلبستگي اين سزاي ماست
خدايا
ميدونم که اون ديگه منو نميخواد
زود
فراموشم کرد و دل به ديگري داد
تو که
از اول اميد جديدي ميخواستي
کاش
صدام نميزدي ، تا الان دلمو نمي شکستي
منم
ازين به بعد فقط با خاطراتت خوشم
ديگه
عاشق نميشم ، ميخوام تا اخر عمر تنها باشم
ديگه
تواني برام نمونده دل به ديگري بدم
ديگه
نميخوام داد بزنم بگم عاشقي رو بلدم
اگه
تواني داشتم نميزاشتم تو بري
اغوشمو
باز کردم واسه رسيدن به در به دري
ميگن
سرنوشت هرچي بخواد همون ميشه
اينم
تقدير منه که جدايي اخرشه
همه
ميگن نبايد کم بيارم بايد زندگي کنم
ولي از
سنگ که نيستم ، اخه منم ادمم
منم
دوست دارم يکي دوستم داشته باشه
شب توي
اغوش گرمش بخوابم تا فرداشه منم دوست دارم مثه همه با يارم باشم
چرا
همه با همن ولي من بايد تنها باشم
خدايا
تو که سرنوشت زندگي من و ديدي
چس بگو
چرا بي وفايي رو افريدي
شايد
اين تقدير منه که همه عبرت بگيرن
منو
مثال زدي تا همه زندگي رو ياد بگيرن
دارم
مي سوزم ، پر دردم
نميدونم
تاوان کدام گناه و دارم ميدم
ديگه
نمي تونم بيش از اين طاقت بيارم
حتي
توي نفس کشيدن هم دارم کم ميارم
هر وقت
چشامو مي بندم تو به ياد من مياي
لعنت
به اين روزگار که نگذاشت تو پيش من بياي
نميدونم
بدون تو چه جوري زندگي و سر کنم
چه
جوري شعر جدايي و بنويسم و ازبر کنم
خدايا
خيلي سخته يکي و دوست داشته باشي
ولي
تنهات بزاره بره تا اخر عمر تنهاشي
خدايا
يا منو بکش به زندگيم پايان بده
يا به
قلب پاره پارم جون بده ، توان بده
لعنت
به اين روزگار که به من غصه رو هديه داد
ديگه
هيچي نمونده ازاون خنده هاي خوشحال و شاد
ديگه
به کي دل ببندم به چه کسي اعتماد کنم
تا کي
از اين زندگي نکبتي خودم فرار کنم
از
وقتي چشم باز کردم سختي کشيدم
زندگي
کزدم اما از زندگي هيچي نديدم
يه
احساس ديگه اي داشتم از وقتي اون اومد تو زندگيم
گفتم
دربه دريم تموم شد ، ما هم مثه همه پريديم
گفتم
چه عجب خوشبختي هم در خونه ما در زد
منم
مثه بقيه ادم حساب کرد و به ما سر زد
ولي
افسوس اين خوشبختي برام دائمي نبود
تا به
خودم اومدم ، تنهام گذاشت و رفت خيلي زود
يعني
خدايا باور کنم تو هم منو فراموش کردي
چرا
بهم نگاه نميکني ، چرا اينقدر باهام سردي
اخه
منم مثه همم ، يه بنده از بندگانت الان بهت نياز دارم منو بگيري در پناهت
خدايا
همه با دلم بازي کردن و قلبمو بردن به تاراج
تو
ديگه بهم پشت نکن ، خيلي دارم بهت احتياج
نميدونم
چه جوري بايد از اين بدبختي خلاص بشم
جرأت
مردن هم ندارم ، بخوام خودمو بکشم
خدايا
حالا که جرأت ندارم ميخوام تو منو بکشي
ميخوام
گناهش پاي تو باشه ، ميخوام قاتلم تو باشي
نميخوام
همه بگن ضعيف بود و از ناتواني مرد
بزار
بگن خدا خودش افريد و خودشم برداشتش برد
شايد
وقتي مردم لاأقل بياد سر قبرم يام کنه
اشک
بريزه و بفهمه ، دوست داشتنمو باور کنه
باورش
بشه ببينه اينقدر دوستش داشتم
ببينه
حتي به خاطر اون از جونمم گذشتم
بياد
سر قبرم هر هفته گل بياره یه ساعتي پيشم باشه تنهام نزاره
باهام
حرف بزنه ، از لحظه هاي دوريش بگه
خاطراتمو
ياد کنه و از زندگيش بگه
شايد
همه بهم بخندن و بگن چه فايده
ولي
همين يه ساعتي پيشم باشه از سرم هم زياده
درسته
قسمت نشد توي اين دنيا مال من باشه
اينقدر
منتظر ميمونم تا بياد شايد اون دنيا کنار من باشه
عشق من
زود بيا من اينجا منتظرم
خدا
نگهدارت باشه ، به اميد ديدار گلم





از خاك تا افلاك یك پرواز بود؛دل كندن از خاك و دل سپردن به افلاك،بهای این پرواز دادن جان بود،دادن جوانی ،دادن خون بود.
پرستوهای زیادی این كوچ عاشقانه را برگزیدند و سینه سپر كردند و دینار زندگی را به قیمت دیدار پرداختند و رفتند...
حال ما مانده ایم؛ و حسرت یك قطره اخلاص از دریای زلال و بی كران اخلاصشان.
شهدا كه پر كشیدند،اخلاص هم از میان لشكر مخلص خدا رفت.
شهدا شرمنده ایم!
شرمنده ایم كه امانتدار اخلاصی كه در مدرسه ی عشق به ما سپردید نبودیم.
شرمنده ایم كه اخلاصِ جمله ی "بسیج لشكر مخلص خداست."را گم كردیم.
شرمنده ایم كه عطر گلزارتان از مشاممان رخت بربست و ما حتی به بدرقه اش نرفتیم.
شرمنده ایم كه یادمان رفت نامتان با وضوی شناخت باید ذكر زبانمان شود نه اینكه هر روز چندین بار نامتان را بر زبان می آوریم فقط به خاطر كوچه و خیابان و
جاهایی كه به نامتان كردیم،به نامتان كردیم تا فراموشتان نكنیم،اما فقط نام كوچه و خیابان را به ذهن سپردیم، نه شما را...
شرمنده ایم كه ادای دین ما به شما و خانواده تان،شد سهمیه ی دانشگاه.
حاج همت! شرمنده ایم كه بزرگی نامت،بزرگی بزرگراهی،با بزرگترین ترافیك تهران شد،شرمنده ایم كه نمی دانستیم اهمیت بزرگی همت تو،با بزرگی
خیابانی كه به نامت می كنیم ثابت كردنی نیست، یادمان رفت یاد سردار خیبر،خزان زندگیمان را بهار می كند.
حاج احمد! شرمنده ایم كه یادمان رفت بپرسیم چه بر سر تو آمد؟!
شرمنده ایم كه فیلم "دموكراسی تو روز روشن" تو روز روشن اكران شد و كسی مظلومیت شما را فریاد نزد.
شرمنده ایم كه در فتنه ی 88،خیلی از نامردان به شما تهمت زدند،از خانواده هایتان سوء استفاده كردند و نام شهید را بر هر منافق كشته شده ای گذاشتند.
شهدای 8 سال دفاع مقدس! شرمنده ایم كه وقت نكردیم سر مزارتان فاتحه ای بخوانیم،شرمنده ایم كه بنا بر مصلحت،حرفی از شما در رسانه ها نمی زنیم.
شرمنده ایم ...













قراربود بمونی کنار غرورم
نگو قسمت اینه نگو از تو دورم
قراربود
بیایی توی بیکسی هام
یه کاری کنی واسه دلواپسی هام
چقدر بغض کردم کنارم نبودی
هزاربار دلم خواست ببارم نبودی
نبودی ببینی چقدر سوت و کورم
چقدر
بی قرارم
چقدر بی عبورم
خودت نیستی اما غمت روبرومه
می خندم به بغضی که توی گلومه
دیگه هیچ امیدی به برگشتنت نیست
اینو من نمی گم خم جاده می گه
شقیقه ات سفیده داری پیر می شی
چقدر آیینه حرفشو ساده میگه
اهنگش گذاشتم لینک دانلودکنیدپویا بیاتی
http://dl.behmusic128.in/music/1390/Khordad/Irani/Pouya%20Bayati%20-%20Gharar%20Bood.mp3

| ϰ-†нêmê§ |